چهره ها
اینک در حال مطالعه
طنز/از نعره های سرهنگ علیفر نمیشه خلاص شد!
0

طنز/از نعره های سرهنگ علیفر نمیشه خلاص شد!

AMPLI-min

ترول فوتبال- در یک شب گرم تابستان، در اوج برگزاری مسابقات جام ملتهای اروپا، به همراه پدرم مسابقه ی فوتبالی رو تماشا می کردیم که سرهنگ علیفر گزارشگر اون مسابقه بود. پدرم کنترل تلویزیون رو طوری دستش گرفته بود که انگار کنترل دنیا دستشه! صدا رو کم کرد, قطع کرد, کانال رو هم عوض کرد, حتی تلویزیون رو خاموش کرد اما نشد که نشد. از نعره های سرهنگ نمیشد خلاص شد. وقتی فهمید نمیتونه صدای سرهنگ رو کنترل کنه بلند شد و کولر رو خاموش کرد!

با خودم گفتم زنگ بزنم صدا و سیما که یه انتقاد سازنده کنم دلم خنک شه. کارمند استودیو تلفن رو برداشت و بدون اینکه چیزی بگه رفت کولرشون رو خاموش کرد و اومد و شروع به تعریف از سرهنگ کرد و گفت: هیچ میدونی اگر همین سرهنگ دست ژاپنی ها بود از صداش کلی برق تولید می کردن و اضافاتش رو هم می ریختن تو دریا تا سونامی درست شه! همونقدر که صدای جواد خیابانی پتانسیل تولید بمب سوتی داره صدای سرهنگ هم پتانسیل تولید بمب صوتی داره. اینو من نمیگم یکی از سران داعش گفته بود, بالاخره اونا چهارتا بمب بیشتر از ما پاره کردن.

من که با صحبت های کارمند کاملاً قانع شده بودم و فهمیده بودم سرهنگ یه سرمایه ی ملی است، انتقادم رو تبدیل به پیشنهاد کردم و درخواست کردم تا موقع پخش بازی هایی که سرهنگ گزارش میکنه هشداری رو به صورت زیرنویس پخش کنن با این مضمون که: کولر به جهنم, شنیدن این مسابقه برای زنان باردار, کودکان خردسال و بیماران قلبی توصیه نمی شود!

خلاصه از اون روز حس میکنم محدوده ی شنواییم از فرو صوت تا فرا سرهنگ شده و صدایی بالاتر از صدای جناب علیفر نشنیدم. انگار خدا وقتی تارهای صوتی رو تقسیم میکرده، سرهنگ از ته انبار دو تا باند خربزه ای و یه آمپلی برداشته و رو حنجره اش نصب کرده!

اصلاً فکر کنم تو آلبوم خانوادگی سرهنگ هیچ عکسی از دوران نوزادیش نباشه, دلیلش هم این هست که سرهنگ ابتدا یه نعره بوده و بعد به مرور دست و پا در آورده! بیچاره پرستارهایی که به دنیا آوردنش, فکر کنم جای اینکه سرهنگو بزنن, کلید کولر بیمارستان رو زدن و پا به فرار گزاشتن غافل از اینکه از نعره های سرهنگ نمیشه خلاص شد، نمیشه که نمیشه!

نظرات

نظر بدهید